خرید بک لینک

من و مردگان از تابوت شب برخاسته میخندیم

به چراگاه فلسفه می رویم

به صف ها تف می کنیم

و شب مثل نقطه ای مبهم در زمان گم می شویم

زنده باد, مرده باد.

نقاب ها بر نیزه ها

باز خواب, دوش, شکم و مردگان از گور برخاسته همیشگی

با نقاب خنده کلاه از سر بر میداریم

ما

ناجوان مردانه روزها را می کشیم.


برچسبها: من هیچ برچسبی به شعرم نمی زنم6
نوشته شده توسط مرضیه سیروسی در ساعت 15:31 | لینک |

برچسب: نویسنده: نگین یزدانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:31

صفحه بندی