احمق نیستم
اما کوچه به کوچه این شهر
دنبال احمقی رفتم
که بی مهابا پرسه میزد
زندگی ام را در گودالی از لجن لگد کوب می کرد
من مانده زندگی را
چنگ می زدم لا به لای لجن ها
و زیر پاهای وحشی خزه ها له می شدم
زندگی ام را آسان به دست نیاوردم
سخت به زندگی چسبیده ام
مثل خزه ها به دیوار
مثل عنکبوت به تار
مثل ماه به آسمان
برچسب:
نویسنده: نگین یزدانی