چون پرنده ای که از منقار مادرش آویزان است
از لبانت آویزانم
دستانم را بگیر
در شهر
شعرها را
قدم بزنیم
ستاره شویم
روی خوشه پروین به هم بپیچیم
دربرابر تلسکوپ ها
دستهایم را که میگیری
در حوضی از شیر فرو میروم
در بستری از طلا می افتم
در مستی ملایمی به خواب می روم
از جهان شادی های زیادی طلب کاریم
شراب هایی که هنوز ننوشیده ایم
ته مانده نشئه های زیادی
از سیگارها طلبکاریم
باید عمیق پک بزنیم
عمیق تر
غرق شویم .....
برچسبها: من هیچ برچسبی به شعرم نمی زنم57
نوشته شده توسط مرضیه سیروسی در ساعت 11:24 | لینک |
برچسب:
نویسنده: نگین یزدانی
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 23:31